شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

9

مجمع الاحكام ( فارسى )

نجوم و احكام آن داريم . اما آنچه به زبان پهلوى در اين باره مانده به طور عمده عبارت است از مطالبى كه موبدان صده‌هاى نخستين اسلامى به تقليد از نوشته‌هاى كهن و تحت تأثير تعليمات دورهء اسلامى در تأييد مطالب و تكميل كتب خويش آورده‌اند . فصل « در زايچه‌ى كيهان » در كتاب بندهش از همين نوع مطالب است . نويسنده آن را براى تكميل مطالبى آورده است كه در فصول اول كتاب دربارهء آغاز آفرينش گفته و در واقع همان طالع عالم در كتب اسلامى است « 1 » نويسنده اين سطور باور دارد كه مبناى اين معلومات بسيار كهنه‌تر و سرچشمه آن در دوره كهن‌سنگى است و همراه اساطير پيدا شده است . انسان در كهن‌ترين زمان‌هاى زندگى اجتماعى ، هنگامى كه آغازىترين فكرها را دربارهء خود و آفرينش مىكرد ، بىهيچ ترديد تحت تأثير طلوع و غروب خورشيد و ماه و ستارگان بود و از همين‌جا است كه ستارگان در مجموعه خدايان او راه يافته‌اند . البته اين روشن است كه مسئله ، نخست از توجه به خورشيد و ماه آغاز شد . زيرا اين دو مستقيم‌ترين تأثير را ، مخصوصا در وجوه اقتصادى زندگى انسان اوليه داشته است و هر روز و شبش با درخشيدن يكى از آن‌ها آغاز مىشد . پيش از آن كه انسان بتواند نخستين قانون اجرام آسمانى را دريابد و حتى پس از آن تا دورهء ما ، ناچار اجرام آسمانى را در زندگى خويش مؤثر مىيافت . ابر و باد و مه و خورشيد و فلك او را احاطه كرده بودند و او مىبايست رازهاى جهان را در آنچه بالاى سر او بود بيابد . از اين جهت نيز

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به : مهرداد بهار . پژوهشى در اساطير ايران ( پارهء نخست و دويّم ) تهران : مؤسسه انتشارات آگاه ص . 99 به بعد . متأسفانه در اين اثر عنوان فصل نادرست و به شكل دربارهء « زيج كيهان كه چگونه اتفاق افتاد » ترجمه شده است . نگارنده اين مطلب را پس از چاپ اول كتاب و هنگامى كه زنده‌ياد بهار تندرست بود به او تذكر دادم . درست زايچهء كيهان است و نه زيج . زيج اتفاق نمىافتد بلكه نوشته مىشود . زايچه ( طالع ) اتفاق مىافتد و آن را ترسيم يا توصيف مىكنند ، چنان كه زايچهء عالم در بندهش شده است .